پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۵

دلا چون کس نخواهد ماند دایم هم نمانی تو

قدم در نه اگر هستی طلب‌کار معانی تو

گرفتم صد هزاران علم در مویی بدانستی

چو مرگت سایه اندازد سر مویی چه دانی تو

چو کامت بر نمی‌آید به ناکامی فرو ده تن

که در زندان ناکامی نیابی کامرانی تو

به چیزی زندگی باید که نبود زین جهان لابد

که تا چون زین جهان رفتی بدان زنده بمانی تو

وگر زنده به دنیا باشی ای غافل در آن عالم

بمانی مرده و هرگز نیابی زندگانی تو

اگر تو پر و بال دنیی و عقبی بیندازی

خطابت آید از پیشان که هرچ آن جستی آنی تو

بلی هر دم پیامت آید از حضرت که ای محرم

چو حی‌لایموتی تو چرا بر خود نخوانی تو

چو گشتی زین خطاب آگاه جانت را یقین گردد

که سلطان جهان‌افروز دارالملک جانی تو

زهی عطار کز بحر معانی چون مدد داری

توانی کرد هر ساعت بسی گوهرفشانی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۷ای خم چرخ از خم ابروی تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۸ای دو عالم پرتوی از روی تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۹ای دو عالم یک فروغ از روی تو
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۰جانا بسوخت جان من از آرزوی تو
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۱ذره‌ای نادیده گنج روی تو
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۲ای مُرَقَّع‌پوش در خَمّار شو
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۳ای دل به میان جان فرو شو
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۴در کنج اعتکاف دلی بردبار کو
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.