پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۰

جانا بسوخت جان من از آرزوی تو

دردم ز حد گذشت ز سودای روی تو

چندین حجاب و بنده به ره بر گرفته‌ای

تا هیچ خلق پی نبرد راه کوی تو

چون مشک در حجاب شدی در میان جان

تا ناقصان عشق نیابند بوی تو

گشتی چو گنج زیر طلسم جهان نهان

تا جز تو هیچکس نبرد ره به سوی تو

در غایت علوی تو ارواح پست شد

کو دیده‌ای که در نظر آرد علوی تو

در وادی غم تو دل مستمند ما

خالی نبود یک نفس از جستجوی تو

بسیار جست و جوی تو کردم که عاقبت

عمرم رسید و می‌نرسد گفت و گوی تو

از بس که انتظار تو کردم به روز و شب

عطار را بسوخت دل از آرزوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۲ای مُرَقَّع‌پوش در خَمّار شو
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۳ای دل به میان جان فرو شو
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۴در کنج اعتکاف دلی بردبار کو
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۵دوش درآمد ز درم صبحگاه
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۶شب را ز تیغ صبحدم خون است عمدا ریخته
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۷صد قلزم سیماب بین بر طارم زر ریخته
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۸ای آتش سودای تو دود از جهان انگیخته
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۹ای چشم بد را برقعی بر روی ماه آویخته
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.