پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش دوازدهم

بخش ۱ - المقاله الثانی عشر

الا ای سر به غفلت در نهاده

به دنیا دین خود بر باد داده

که گفتت داوری کن با فلک تو‌؟

جگر خون کن ز مشتی بی‌نمک تو‌؟

ترا اندوه نان و جامه تا کی‌؟

ترا از نام و ننگ عامه تا کی‌؟

ز بس که‌اندیشهٔ بیهوده کردی

نهاد خویش را فرسوده کردی

نهاد خویش قربان کن به تسلیم

به پیش این سخن بنشین به تعلیم

ز سر در ابجد معنی درآموز

ز نور شرع شمع دل برافروز

بسوزان نیم‌شب این سقف شب‌رنگ

برون پر زین کبوتر‌خانهٔ تنگ

گر آید شربت غیبی به حلقت

نماند نیز نام و ننگ خلقت

تورا با مال دنیا دین بباید

چنانکت آن بباید این بباید

تو دین جویی دل از دنیا شده مست

ندانی کاین فراهم ندهدت دست

دل تو در دو‌رو‌یی شد گرفتار

تو ماندی زیر کوه عُجب و پندار

یکی رویت به دنیا کرده‌ای تو

دگر رویت به دین آورده‌ای تو

به ترک این دو‌رو‌یی گوی آخر

یکی را بس بود یک روی آخر

دلت را از دو رویی شین باشد

که شر الناس ذوالوجهین باشد

ادامه‌ی بخش دوازدهم

  1. بخش ۳ - الحکایه و التمثیلبرِ محمود شد دیوانه‌ای خوار
  2. بخش ۴ - الحکایه و التمثیلغلامی با طبق می‌رفت خاموش
  3. بخش ۵ - الحکایه و التمثیلحکیمی را یکی زر در بدل زد
  4. بخش ۶ - الحکایه و التمثیلمگر می‌کرد درویشی نگاهی
  5. بخش ۷ - الحکایه و التمثیلشنودم من که غولی روستایی
  6. بخش ۸ - الحکایه و التمثیلچنین گفته‌ست آن پیر پر اسرار
  7. بخش ۹ - الحکایه و التمثیلبه منبر بر امامی نغز گفتار
  8. بخش ۱۰ - الحکایه و التمثیلشبی آن پیر زاری کرد بسیار
همه‌ی بخش دوازدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.