پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش دوازدهم

بخش ۴ - الحکایه و التمثیل

غلامی با طبق می‌رفت خاموش

طبق را سر بپوشیده به سرپوش

یکی گفتش چه داری بر طبق تو‌؟

مکن کژی بگو با من به‌حق تو‌؟

غلامش گفت ای سرگشته‌! خاموش

چرا پوشیده‌اند این بر تو سر پوش

ز روی عقل اگر بایستی این راز

که تو دانستیی‌، بودی سرش باز

که می‌داند که چرخ سالخورده‌؟

‌چه می‌سازد به زیر هفت پرده‌؟

سپهر بوالعجب زو پر شگفت است

که یک یک دورهٔ او ناگرفته‌ست

به پیش چار‌طاق ِ هفت‌پوشَش

بدین بارو که یارد کرد کوشش

فلک را کیسه پردازی‌ست پیوست

که کارش بوالعجب بازی‌ست پیوست

ز پرگاری که در بر می‌بگردد

ز بس سرگشتگی سر می‌بگردد

که داند کاین فلک‌ها را چه دَور است‌؟!

نهان در زیر هر دورش چه جور است

ازین گلشن که گل‌هاش از ستاره‌ست

چو بی‌کاران نصیب ما نظاره‌ست

بداند هرکه دارد در هنر دست

که او را جز روِش کاری دگر هست

فلک جُستی بسی‌، زد در تک و تاز

نیافت از هیچ سو گم کرده را باز

ادامه‌ی بخش دوازدهم

  1. بخش ۶ - الحکایه و التمثیلمگر می‌کرد درویشی نگاهی
  2. بخش ۷ - الحکایه و التمثیلشنودم من که غولی روستایی
  3. بخش ۸ - الحکایه و التمثیلچنین گفته‌ست آن پیر پر اسرار
  4. بخش ۹ - الحکایه و التمثیلبه منبر بر امامی نغز گفتار
  5. بخش ۱۰ - الحکایه و التمثیلشبی آن پیر زاری کرد بسیار
  6. بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیلچنین گفته‌ست آن دریای پر نور
  7. بخش ۱۲ - الحکایه والتمثیلبر آن پیر زن شد مرد مهجور
  8. بخش ۱۳ - الحکایه و التمثیلعزیزی گفت از عرش دل افروز
همه‌ی بخش دوازدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.