پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش یازدهم

بخش ۹ - الحکایه و التمثیل

سفالی را بیارایند زیبا

فرو پوشند او را شعر و دیبا

کنند از حیله چشما روی آغاز

که چشما روی دارد چشم بد باز

اگر شخصی ببیند رویش از دور

چنان داند که پیدا شد یکی حور

چو خلقانش ببیند از در و بام

در اندازندش از بالا سرانجام

چو برخاک افتد از عمری نپیچی

نیابی جز سفالی چند هیچی

بجز نقشی نبینی از جهانش

بجز بادی نبینی در میانش

تو هم ای خواجه چشما روی امروز

چو چشما روی زیبا روی امروز

ولیکن صبر هست ای خفته در راه

که تا در راهت اندازند ناگاه

اگر چه جای تو در زیر خاکست

ولیکن جای پاک از جای پاکست

دریغا جوهرت در تنگ پرده

به زنگار طبیعت رنگ برده

فرشته گر ببیند جوهر تو

دگر ره سجده آرد بر در تو

نه مسجود ملایک جوهر تست

نه تاجی از خلافت بر سر تست

خلیفهٔ زادهٔ گلخن رها کن

بگلشن شو گدا طبعی قضا کن

اگر چه پادشاهی پاس خود دار

عصی آدم سپند چشم بد دار

به مصر اندر برای تست شاهی

تو چون یوسف چرا در قعر چاهی

از آن بر ملک خویشت نیست فرمان

که دیوی هست بر جای سلیمان

اگر حاصل کنی انگشتری باز

به فرمان آیدت دیو و پری باز

تو شاهی هم در آخر هم در اول

ولی در پردهء پنداری احول

دو می‌بینی یکی را و دو را صد

چه یک چه دو چه صد جمله توی خود

ادامه‌ی بخش یازدهم

  1. بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیلیکی از بایزید این شیوه درخواست
  2. بخش ۱۲ - الحکایه و التمثیلز رب العزه اندر خواست داود
  3. بخش ۱۳ - الحکایه و التمثیلمگر باز سپید شاه برخاست
همه‌ی بخش یازدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.