پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش یازدهم

بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیل

یکی از بایزید این شیوه درخواست

که هرچیزی که پنهانست و پیداست

ز عرش و فرش و کونین این همه چیست

همه گفتا منم چون مردم از زیست

هر آنگه کین نهاد او هم فروشد

همین عالم همان عالم فروشد

نماند هیچ اگر تو می‌نمانی

که تو هم این جهان هم آن جهانی

از آنگه باز کین عالم نهادند

بنا بر قالب آدم نهادند

نهادی بوالعجب داری تو در اصل

بلاسی کرده اندر اطلسی وصل

اگر صد قرن می‌گردی چو پرگار

نیاید وصل گاه تو پدیدار

اگر بر آسمان گر بر زمینی

جزین چیزی که می‌بینی نبینی

وگر در جوهرت چشمی شود باز

دو عالم بر تو افشانند از آغاز

در آن ساعت که آن چشم آیدت پیش

دو عالم در تو گم گردد تو در خویش

تویی آن جوهری گر می‌ندانی

که برتر زین جهان و آن جهانی

ادامه‌ی بخش یازدهم

  1. بخش ۱۳ - الحکایه و التمثیلمگر باز سپید شاه برخاست
همه‌ی بخش یازدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.