پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش یازدهم

بخش ۱۰ - الحکایه و التمثیل

یکی شاگرد احول داشت استاد

مگر شاگرد را جایی فرستاد

که ما را یک قرابه روغن آنجاست

بیاور زود آن شاگرد برخاست

چو آنجا شد که گفت و دیده بگماشت

قرابه چون دو دید احول عجب داشت

بر استاد آمد گفت ای پیر

دو می‌بینم قرابه من چه تدبیر

ز خشم استاد گفتش ای بد اختر

یکی بشکن دگر یک را بیاور

چو او در دیدن خود شک نمی‌دید

بشد این شکست آن یک نمی‌دید

اگر چیزی همی بینی تو جز خویش

توهم آن احول خویشی بیندیش

تو هر چیزی که می‌بینی تو آنی

ولی چون در غلط ماندی چه دانی

ادامه‌ی بخش یازدهم

  1. بخش ۱۲ - الحکایه و التمثیلز رب العزه اندر خواست داود
  2. بخش ۱۳ - الحکایه و التمثیلمگر باز سپید شاه برخاست
همه‌ی بخش یازدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.