پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۹۴ - مثنویات

چو آمد گه زادن زن فراز

بکشکینه گرمش آمد نیاز

من و زن در آن خانه تنها و بس

مرا گفت کی شوی، فریادرس

اگر شوربائی بچنگ آوری

من مرده را باز رنگ آوری

چو نااهل را قدر گردد بلند

نباشد چو آزاده هوشمند

اگر چه چنارست برگش بزرگ

نباشد در آن نفع برگ تورک

خدایا تو این جمله را دست گیر

ورستاد جودت ز ما وامگیر

بزخمی کزوغ ورا خرد کرد

همین حرب سازند مردان مرد

مرد را کرد گردن و سر و پشت

کوفته سر به سر به کاج و به مشت

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.