پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۳۴

هستم شب و روز و روز و شب در تدبیر

تا خصم ترا چون کشم ای بدر منیر

هان تا ز قصاص من نترسی که مرا

هم گردن تیغ هست و هم گردن تیر

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۳۶ای چرخ نفور از جفای تو نفیر
  2. رباعی شمارهٔ ۲۳۷ای دل هم از ابتدا دل از جان برگیر
  3. رباعی شمارهٔ ۲۳۸از دست تو بنده داستانی شده گیر
  4. رباعی شمارهٔ ۲۳۹جز بنده رفیق و عاشق و یار مگیر
  5. رباعی شمارهٔ ۲۴۰از آرزوی خیال تو روز دراز
  6. رباعی شمارهٔ ۲۴۱ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز
  7. رباعی شمارهٔ ۲۴۲آن شد که من از عشق تو شبهای دراز
  8. رباعی شمارهٔ ۲۴۳زان شب که به روز برده‌ام با تو به ناز
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.