پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۳۸

از دست تو بنده داستانی شده گیر

وز مهر نشانهٔ جهانی شده گیر

دل رفت و نماند جان و تن بر خطرست

من ماندم و عشق و نیم جانی شده گیر

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۴۰از آرزوی خیال تو روز دراز
  2. رباعی شمارهٔ ۲۴۱ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز
  3. رباعی شمارهٔ ۲۴۲آن شد که من از عشق تو شبهای دراز
  4. رباعی شمارهٔ ۲۴۳زان شب که به روز برده‌ام با تو به ناز
  5. رباعی شمارهٔ ۲۴۴دل شادی روز وصلت ای شمع طراز
  6. رباعی شمارهٔ ۲۴۵گر در طلب صحبتم ای شمع طراز
  7. رباعی شمارهٔ ۲۴۶ای دل بخریدی دم آن شمع طراز
  8. رباعی شمارهٔ ۲۴۷گرمابه به کام انوری بود امروز
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.