پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۰۸

جان یک نفس از درد تو می‌ناساید

وز دل نفسی بی‌تو همی برناید

یکبار دگر وصل تو درمی‌باید

وانگه پس از آن اگر نمانم شاید

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۱۰بس راه که پای همتم پیماید
  2. رباعی شمارهٔ ۲۱۱دی قهر تو گفتی که اجل می‌زاید
  3. رباعی شمارهٔ ۲۱۲زلف تو که در فتنه کنون می‌آید
  4. رباعی شمارهٔ ۲۱۳گر بنده ز آب می‌بترسد شاید
  5. رباعی شمارهٔ ۲۱۴تا رای تو از قدح به شمشیر آید
  6. رباعی شمارهٔ ۲۱۵لایق به جان شاه جهانی باید
  7. رباعی شمارهٔ ۲۱۶هم توسن چرخ زیر زین را شاید
  8. رباعی شمارهٔ ۲۱۷وصل تو که از سنگ برون می‌آید
همه‌ی رباعیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.