پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۰۸ - در شکایت از ممدوح خویش حمیدالدین

دراز گشت حدیث درازدستی ما

سپید گشت به یک ره سپیدکاری برف

زمین و آب دو فعلند پر منافع سخت

هوا و آب دو بحرند پر عفونت ژرف

فغان من همه زین عیش تلخ و روی ترش

چنانکه قلیه افعی خوری بریق ترف

فغان من ز خداوند من حمیدالدین

که از وجود من او را فراغتیست شگرف

در اینچنین مه و موسم که درع ماهی را

ز زور لرزهٔ دریا نه قبه ماند و نه ظرف

به صد هزار تکلف به خدمتش بردم

قصیده‌ای که نه نقدش عیار یافت نه صرف

ز عرض کردن و ناکردنش چنان که کنند

خبر نکرد مرا بعد هفته‌ای به دو حرف

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۱۰ - در مذمت زنانمار نون نکاح چو بزدت
  2. شمارهٔ ۳۱۱جامهٔ ازرق همی پوشی و نزدیک تو نه
  3. شمارهٔ ۳۱۲ - عزالدین نامی را ستایش کندای بزرگی که شد دل و رایت
  4. شمارهٔ ۳۱۳ - در مطایبههرکه مخلوق را کند خدمت
  5. شمارهٔ ۳۱۴ - تعریف شراب کندغذای روح بود بادهٔ رحیق‌الحق
  6. شمارهٔ ۳۱۵ - شراب خواهدای خواجهٔ مبارک بر بندگان شفیق
  7. شمارهٔ ۳۱۶ - در هجونه نجیب از پی آن شد به فلک بر کورا
  8. شمارهٔ ۳۱۷ - در شکایتایا رادی که اندر ناف آهو
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.