پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۰۳ - حکیم در جواب شجاعی گوید

ای شجاعی کز تو بددل‌تر ندیدم در جهان

تیرت از ترکش برون ناید مگر از بیم خویش

گر به اقلیمی دگر تیری ز ترکش برکشند

خفته گردی چون کمان از بیم در اقلیم خویش

آن برد زر ترا کو از تو زر بیرون کند

وان خورد سیم تراکو در تو ریزد سیم خویش

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۰۵ - در عذر بدمستی خویشای فلک با کمال تو ناقص
  2. شمارهٔ ۳۰۶ای فلک پیش قدر تو ناقص
  3. شمارهٔ ۳۰۷ - در منع توزیع با جمال‌الدین مسعود گویدای به طالع چو نام خود مسعود
  4. شمارهٔ ۳۰۸ - در شکایت از ممدوح خویش حمیدالدیندراز گشت حدیث درازدستی ما
  5. شمارهٔ ۳۰۹ - طلب وظیفه کندایا کان مروت صدر والا
  6. شمارهٔ ۳۱۰ - در مذمت زنانمار نون نکاح چو بزدت
  7. شمارهٔ ۳۱۱جامهٔ ازرق همی پوشی و نزدیک تو نه
  8. شمارهٔ ۳۱۲ - عزالدین نامی را ستایش کندای بزرگی که شد دل و رایت
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.