پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۰۵ - در عذر بدمستی خویش

ای فلک با کمال تو ناقص

وی جهان بی‌نوال تو درویش

گم کند راه مصلحت تقدیر

گرنه تدبیر تو بود در پیش

همچو معنی که در بیان باشد

در جهانی و از جهانی بیش

دوش دور از تو ای مدبر عقل

نه به تدبیر عقل دوراندیش

جمع ضدین کرده در زنبور

لطفت از نوش انتقام از نیش

پیشت از گونه گونه بی‌نفسی

که نگون باد نفس کافرکیش

کرده‌ام آنکه یاد آن امروز

می‌کند جانم از خجالت ریش

هیچ دانی که روی عذری هست

تا بخواهم زنابکاری خویش

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۰۷ - در منع توزیع با جمال‌الدین مسعود گویدای به طالع چو نام خود مسعود
  2. شمارهٔ ۳۰۸ - در شکایت از ممدوح خویش حمیدالدیندراز گشت حدیث درازدستی ما
  3. شمارهٔ ۳۰۹ - طلب وظیفه کندایا کان مروت صدر والا
  4. شمارهٔ ۳۱۰ - در مذمت زنانمار نون نکاح چو بزدت
  5. شمارهٔ ۳۱۱جامهٔ ازرق همی پوشی و نزدیک تو نه
  6. شمارهٔ ۳۱۲ - عزالدین نامی را ستایش کندای بزرگی که شد دل و رایت
  7. شمارهٔ ۳۱۳ - در مطایبههرکه مخلوق را کند خدمت
  8. شمارهٔ ۳۱۴ - تعریف شراب کندغذای روح بود بادهٔ رحیق‌الحق
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.