پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۶ - در هزل گوید

گفت با خواجه یکی روز ازین خوش مردی

خنک آنکس که زن خوب بمیرد او را

گفت ای خواجه زن خوب تو داری امروز

گفت خوبست اگر مرگ پذیرد او را

زن چرا شاید آن را که بری بر سر چاه

در چه اندازی و کس به که نگیرد او را

مارگیری را ماری ز سر سله بجست

گفت هل تا برود هرکه بگیرد او را

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۸ - در هجا گویدمی‌نبینی که روزگار چه کرد
  2. شمارهٔ ۱۹ - در شکایت گویدبه جای بادهٔ نابم تو سرکه دادی ناب
  3. شمارهٔ ۲۰ - شراب خواهدخدایگانا مهمان بنده بوده‌ستند
  4. شمارهٔ ۲۱ - ایضا درخواست شراب کندایا دقیق نظر مهتری که گاه سخا
  5. شمارهٔ ۲۲ - فی‌الهجاگفته بودی که کاه و جو بدهم
  6. شمارهٔ ۲۳ - در طلب شراب گویدمیر حیدر ایا که خیزد جود
  7. شمارهٔ ۲۴ - ایضا شراب خواهدمن و نگار من امروز هر دو رگ زده‌ایم
  8. شمارهٔ ۲۵ - مطایبهدستار خوان بود ز دو گز کم به روستا
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.