پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۳ - در شکایت زمانه

خطابی با فلک کردم که از راه جفا کشتی

شهان عالم‌آرای و جوانمردان برمک را

زمام حل و عقد خود نهادی در کف جمعی

که از روی خرد باشد بر ایشان صد شرف سگ را

نهان در گوش هوشم گفت فارغ باش از این معنی

که سبلت برکند ایام هر ده روز یک یک را

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۵ - صاحب را به داشتن دو فرزند به نام محمود و مسعود تهنیت گویدچون بهاء الدین اعز را شاخ عزت بارور شد
  2. شمارهٔ ۱۶ - در هزل گویدگفت با خواجه یکی روز ازین خوش مردی
  3. شمارهٔ ۱۷ - در مدح ملک‌الوزرا بدرالدین طوطی بک‌بن مسعودبن علیطوطی ای آنکه ز انصاف تو هر نیم‌شبی
  4. شمارهٔ ۱۸ - در هجا گویدمی‌نبینی که روزگار چه کرد
  5. شمارهٔ ۱۹ - در شکایت گویدبه جای بادهٔ نابم تو سرکه دادی ناب
  6. شمارهٔ ۲۰ - شراب خواهدخدایگانا مهمان بنده بوده‌ستند
  7. شمارهٔ ۲۱ - ایضا درخواست شراب کندایا دقیق نظر مهتری که گاه سخا
  8. شمارهٔ ۲۲ - فی‌الهجاگفته بودی که کاه و جو بدهم
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.