پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ - در مدح ملک‌العادل ابوالفتح ملکشاه

آمد به سلامت بر من ترک من از راه

پرداخته از جنگ و برآسوده ز بدخواه

چون سرو سهی قامت و شایسته‌تر از سرو

چون ماه دو هفته رخ و بایسته‌تر از ماه

سروست اگر گوی زند سرو به میدان

ماهست اگر چنگ زند ماه به خرگاه

تا وقت سحرگه من و او در شب دوشین

بی‌مشغله و بی‌غلبه یک دل و یکتاه

در صحبت او به که بوی در شب و شبگیر

با صورت او به که خوری می گه و بیگاه

من باده همی خوردم و او چنگ همی زد

من شعر همی خواندم او ساخت همی راه

تا روز همی گفت که چون بود به یک روز

فتح ملک عادل ابوالفتح ملکشاه

قیصرش همی باج فرستد به خزینه

فغفور همی حمل فرستدش به درگاه

ابناء زمین را به جز او نیست خداوند

شاهان جهان را به جز او نیست شهشناه

از طاعت او هست همه مرتبت و قدر

وز طلعت او هست همه منفعت و گاه

راجع نشود مهر درخشان شده بر چرخ

نقصان نکند نقرهٔ صافی شده در گاه

آن‌کس که همی کرد به گیتی طلب ملک

وامد به مصاف اندر چون شیر دژ آگاه

آگاه شد از پایگه خویش ولیکن

در بند شهنشاه بد آنگه که شد آگاه

برده ز سرش افسر و برهم زده لشکر

برکنده سراپرده و غارت شده بنگاه

با پنج پسر بسته مر او را و سپاهش

چون کوه به جنگ آمده و پس شده چون کاه

پیش همه‌شان محنت و نزد همه‌شان عم

جفت همه‌شان حسرت و گفت همه‌شان آه

چون کرد طمع در ملکی ملکت و تختش

همدید ز بند آهن وهم دید ز تن چاه

بیگانه نکوخواه به از خویش بداندیش

زین روی سخن کرد همی باید کوتاه

ای چون پدر و جد، تو سپهدار و جهانگیر

وی چون پدر و جد، تو ولی‌دار و عدو کاه

چندان که عدو بود ببستی به یکی روز

چندان که جهانیست گشادی به یکی ماه

تا باز شکاری نشود صید شکاری

تا شیر دلاور نشود سخرهٔ روباه

در بند تو زینگونه بماناد بداندیش

از بند بداندیش تو آزاد نکوخواه

تو پشت ملوک عجم و پشت تو ایزد

تو یار خداوند حق و یار تو الله

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵ - در مدح صدر کمال‌الدین محمدجلال صدر وزارت جمال حضرت شاه
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶ - در مدح فیروزشاه عادل و وصف الحال رفتن به ترمد و ستایش سلطان‌السادة سید ترمدحبذا بخت مساعد که سوی حضرت شاه
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷ - در مدح صدراعظم زین‌الدین عبد الله و شکر صحت یافتن او از بیماریاز محاق قضا برون شد ماه
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - در مدح امیر علاء الدین اسحاقخاص سلطان علاء دین اله
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ - در تهنیت عید و مدح صاحب ناصرالدین طاهرای سراپردهٔ سپید و سیاه
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰ - مدح سلطان سنجرای ممالک را مبارک پادشاه
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ - در مدح سیدةالخواتین عصمة الدنیا والدین ترکان خاتونای به گوهر تا به آدم پادشاه
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۲ - مدح خاقان‌المعظم طفقاج خانشاها صبوح فتح و ظفر کن شراب خواه
همه‌ی قصاید ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.