پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۷۶

گر ابر به جود خویشتن را چو تو خواند

فراش تو بود او همی‌گرد نشاند

هر چند بسی‌ گهر پراکند و فشاند

آخر گهرش نماند و بی‌کار بماند

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۷۸در عشق تو ای صنم مرا رای نماند
  2. شمارهٔ ۷۹ای شاه بنای ملک محکم به‌تو ماند
  3. شمارهٔ ۸۰در عشق تو زیر و بم هم‌آواز منند
  4. شمارهٔ ۸۱تیراندازان همه گرو در بستند
  5. شمارهٔ ۸۲خصمان تو لاف سپر زرد زدند
  6. شمارهٔ ۸۳چون باز خیال تو پر و بال زند
  7. شمارهٔ ۸۴هر شب که رهی فال ز روی تو زند
  8. شمارهٔ ۸۵ترکان ملک با خرد و باهوشند
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.