پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۱۶۲

دامی که در آن دام شکارم کردی

در حلقهٔ او تو بیقرارم کردی

ای فتنهٔ روزگار در حسرت خویش

انگشت نمای روزگارم کردی

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴از بهر جمال چهرهٔ همچو پری
  2. شمارهٔ ۱۶۵در بر ملکا دل توانگر داری
  3. شمارهٔ ۱۶۶ای باخته عشق در جهان با دگری
  4. شمارهٔ ۱۶۷هر سال به‌کار ملک بیدار تری
  5. شمارهٔ ۱۶۸هر دم زا‌دمی‌ خجسته دیدار تری
  6. شمارهٔ ۱۶۹زاهد نکند توبه به زهد ای ساقی
  7. شمارهٔ ۱۷۰خور گوید کاشکی که زرین تنمی
  8. شمارهٔ ۱۷۱ای شاه نگویمت که چون گردونی
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.