پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۱۷۱

ای شاه نگویمت که چون گردونی

زیراکه به قدر و جاه از او افزونی

از قدر و محل همی ندانم چونی

گویی‌که ز وهم آدمی بیرونی

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳لبیک دهد بخت چو آواز دهی
  2. شمارهٔ ۱۷۴یار از غم من خبر ندارد گویی
  3. شمارهٔ ۱۷۵ای ماه کمان شهریاری گویی
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.