پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۱۲۴

ای تیغ تو با قوت مریخ و زحل

رای تو چو آفتاب در برج جَمَل

گر خصم تو بر چرخ‌گریزد به‌مثل

در دامن عمر او رسد دست اجل

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶ای سیمبر از عشق تو در رشته شدم
  2. شمارهٔ ۱۲۷هر شب غم تو به مه اشارت‌کُنَدَم
  3. شمارهٔ ۱۲۸ای یار شبی که بی‌رخت بگذارم
  4. شمارهٔ ۱۲۹گرچه دل و سینه‌ کان گوهر دارم
  5. شمارهٔ ۱۳۰هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم
  6. شمارهٔ ۱۳۱گه سرو بلند حله بوشت خوانم
  7. شمارهٔ ۱۳۲ای‌ گوی زَنَخ سخن ز گویت ‌گویم
  8. شمارهٔ ۱۳۳مستم ملکا و هر چه اکنون‌گویم
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.