پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

رباعیات

شمارهٔ ۱۰۱

دست مَلِک ملوکِ عالم‌ْ سنجر

بحری است‌ که در جهان چنان نیست دگر

چون باد سخاکند بر آن بحرگذر

موجش همه دُر باشد و آبش همه زر

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳ای رفته ز خانه مدتی سوی سفر
  2. شمارهٔ ۱۰۴چون نرگس اگر نهیم در خاکستر
  3. شمارهٔ ۱۰۵هستند به بزمت ای شه شیر شکار
  4. شمارهٔ ۱۰۶شاها خردت هست به می خوردن یار
  5. شمارهٔ ۱۰۷ای دشمن تو به قبضهٔ قهر اندر
  6. شمارهٔ ۱۰۸هرگز نشوم من از بت و باده صبور
  7. شمارهٔ ۱۰۹ای شاه کجا گرم کنی بارهٔ بور
  8. شمارهٔ ۱۱۰خستی دل من به غمزه ای بدر منیر
همه‌ی رباعیات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.