پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قطعات

شمارهٔ ۱۱

شاها مَثل رخ تو و روح

چون باغ ودماغ و باد و باده است

آن حامله تیغ حیض پالای

صد ملک بیک شکم بزاده است

رضوان در هشت باغ باقی

وز خاک جناب تو گشاده است

کردون که سه طفل را پدراوست

در عقد جلالت تو ماده است

بالله که فروغ شمع دانش

در نکته حرف تو نهاده است

در خدمت ساقیان بزمت

مه نو خط آفتاب ساده است

بی بزم تو بنده چند روز است

کز مرکب خرمی پیاده است

از شمع مهابت تو اینک

سرسوخته در لکن نهاده است

در چاشنی سخن ندیده است

کاثار نه از ایاغ و باده است

گر شاه کناه او به بخشد

شاید که بعذر داد، داده است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳بواهبی که بر ارباب عقل و اهل یقین
  2. شمارهٔ ۱۴هر که را دردل از خرد خبراست
  3. شمارهٔ ۱۵احوال ناتوانی ایام خویشتن
  4. شمارهٔ ۱۶ای وزیری که گوش هوش تو را
  5. شمارهٔ ۱۷عذری دارم بترک مدحت
  6. شمارهٔ ۱۸گلهٔ هجر تو با وصل تو می‌کردم دوش
  7. شمارهٔ ۱۹من گرد سر کوی تو از بهرتو گردم
  8. شمارهٔ ۲۰نیست آئین وفا در شهر ما
همه‌ی قطعات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.