پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قطعات

شمارهٔ ۱۴

هر که را دردل از خرد خبراست

صنعت ذات او همه هنر است

هنری باش و هرچه خواهی باش

نه بزرگی بمادر و پدر است

نافه مشک را به بین بمثل

کز لباس بدیع معتبر است

مردم بی‌خرد ز روی قیاس

بر آن کس که صاحب بصر است

گرچه از جنس مردم است به شخص

به حقیقت ز جنس گاو و خر است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶ای وزیری که گوش هوش تو را
  2. شمارهٔ ۱۷عذری دارم بترک مدحت
  3. شمارهٔ ۱۸گلهٔ هجر تو با وصل تو می‌کردم دوش
  4. شمارهٔ ۱۹من گرد سر کوی تو از بهرتو گردم
  5. شمارهٔ ۲۰نیست آئین وفا در شهر ما
  6. شمارهٔ ۲۱بخدائی که رخت عزت او
  7. شمارهٔ ۲۲بروزگار خودم بعد از این امید نماند
  8. شمارهٔ ۲۳ای خسروی که بر درذهن توروح قدس
همه‌ی قطعات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.