پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

قطعات

شمارهٔ ۱۰

در جهان هفت خصال است پسند حکما

که از آن هفت فراترعددی با من نیست

چو بمطعوم در آئی بسوی گوشت گرای

که بدن را به ازاو هیچ غذا ممکن نیست

وانکه را، هست نپوشد سلب فاخر پاک

من بگویم که خردنیست اگرموهن نیست

مال تو گر بسر آید منه انبار، بده

ضامن رزق عوض باز دهد خائن نیست

باده ی ناب همی نوش و به ادمان کم کوش

زانکه از خاصیتش هیچ دراو مامن نیست

ور حریفی طلبی زیرک و آزاده طلب

در مزاج تواگر بخل و حسد مزمن نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲پشت بر کار جهان آر که راه این راه است
  2. شمارهٔ ۱۳بواهبی که بر ارباب عقل و اهل یقین
  3. شمارهٔ ۱۴هر که را دردل از خرد خبراست
  4. شمارهٔ ۱۵احوال ناتوانی ایام خویشتن
  5. شمارهٔ ۱۶ای وزیری که گوش هوش تو را
  6. شمارهٔ ۱۷عذری دارم بترک مدحت
  7. شمارهٔ ۱۸گلهٔ هجر تو با وصل تو می‌کردم دوش
  8. شمارهٔ ۱۹من گرد سر کوی تو از بهرتو گردم
همه‌ی قطعات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.