پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

قصاید

شمارهٔ ۲۷ - در مدح شاه اسماعیل و کمان او گوید

شاهی که چرخ حلقه به گوش از کمان اوست

روی زمین به پشت کمان از امان اوست

سهم السعادتی که قرین ظفر بود

در قبضهٔ کمان سعادت قران اوست

زاغ کمان اوست همایی که از شرف

پرواز طایر فلک از آشیان اوست

از روی امتحان به فلک گر کمان کشد

نارنج مهر و مه هدف امتحان اوست

تیرش که خار چشم حریف است روز جنگ

هر جا که هست دیدهٔ دشمن نشان اوست

خصمش چنان ضعیف شد از غم که چون کمان

پیدا ز زیر پوست رگ و استخوان اوست

بر حرف این کمان منه انگشت همچو تیر

کاین نقش دلکش از قلم خرده‌دان اوست

عظم رمیم در حرکت زین بود بلی

آن کس که مرده زنده کند در امان اوست

در وصف این کمان که چو ابروی یار ماست

گر تیر چرخ لب نگشاید نشان اوست

اهلی که گوشه‌گیر چو پیر از شکستگی‌ست

مداح شاه و پیر سگ خاندان اوست

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۹ - در تاسف بر مرگ میرزا محمود گویدآه ازین گردون دون کزوی کسی دلشاد نیست
  2. شمارهٔ ۳۰ - در تعریف جام شاه گویداین چه روح افزا شراب و این چه سیمین ساغرست
  3. شمارهٔ ۳۱ - ایضا در جام شاه گویدساقیا جام تو از آب حیاتش چه کم است
  4. شمارهٔ ۳۲ - توحید و منقبت معصومینآن مبدعی که چشمه نطق از زبان گشاد
  5. شمارهٔ ۳۳ - در منقبت حضرت امیر المومنینصبح سعادت دمید حق در دولت گشاد
  6. شمارهٔ ۳۴ - در توحید و موعظه گویدمنت ایزد را که صنع او ز گل خار آورد
  7. شمارهٔ ۳۵ - در مدح شاه اسماعیل گویدتا خلافت بر بنی آدم ز حق تفضیل شد
  8. شمارهٔ ۳۶ - در مدح سید شریف گویدشکر خدا که مژده راحت فرا رسید
همه‌ی قصاید ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.