پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

قصاید

شمارهٔ ۳۰ - در تعریف جام شاه گوید

این چه روح افزا شراب و این چه سیمین ساغرست

چشمه خضرست یا آیینه اسکندرست

جوهر روح است یا گیتی نما بگداختند

شیره جان است در وی یا می جان پرورست

نقش خط گرد لبش دل میبرد از دست خلق

همچو آن خطی که بر گرد دهان دلبرست

بر سواد دیده دارد چون سواد نام شاه

از سواد دیده روشندلان روشن ترست

گرچه جام می نماید در کف شاه از صفا

گر بمعنی بنگری جام شراب کوثرست

تا دم محشر تهی یارب مباد این جام می

ازدم شاهی که ساغر بخش روز محشرست

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۲ - توحید و منقبت معصومینآن مبدعی که چشمه نطق از زبان گشاد
  2. شمارهٔ ۳۳ - در منقبت حضرت امیر المومنینصبح سعادت دمید حق در دولت گشاد
  3. شمارهٔ ۳۴ - در توحید و موعظه گویدمنت ایزد را که صنع او ز گل خار آورد
  4. شمارهٔ ۳۵ - در مدح شاه اسماعیل گویدتا خلافت بر بنی آدم ز حق تفضیل شد
  5. شمارهٔ ۳۶ - در مدح سید شریف گویدشکر خدا که مژده راحت فرا رسید
  6. شمارهٔ ۳۷ - در مدح نظام الدین احمد صاعدیسفیده دم که صبا بوی مشگ ناب کند
  7. شمارهٔ ۳۸ - در مدح معین الدین صاعدی گویدگر مرغ دل ز مزتبه بر آسمان رسد
  8. شمارهٔ ۳۹ - در مدح میر سعد الدین اسعد گویدتنم زبانه آتش ز سوز جان دارد
همه‌ی قصاید ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.