پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۲۴۰ - از عبدالعلی خان نامی پالتو خواسته

ولی نعمتا ای که مهر کفت

رباید ز ماه درخشنده ضو

کمالت چو کوه متین دیر پای

خیالت چو ماه معین تندرو

ثریا بود خوشه آسمان

نموده ز گشت عطایت درو

بخاک درت هست عرضی مرا

گرت التفاتی است یکدم شنو

تو دانی که این بنده را هیچ نیست

جز این دل که دارد بنزدت گرو

دگر راه دوری که دارد به پیش

شب و روز باید نهد پا بدو

ز سرما شود سینه اش چاک چاک

ز سختی شود ناف کاهش جدو

شب از سوزش این دم شهریار

بسوزد تنش همچو پشم از الو

که گردم به لطف تو مستظهرا

شود بر تنم جامه عیش نو

الا تا بود روز بهتر ز شب

الا تا بود ماست کم از پلو

عدوی تو گندم صفت زیر آش

حسود تو در کام حیوان چو جو

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۴۲گفت آذرباد مهر اسپنتمان
  2. شمارهٔ ۲۴۳آن هفت خطی که برنگارند
  3. شمارهٔ ۲۴۴ - ایضا در ذم خرخر سبوی سر دره گوش خم پهلو
  4. شمارهٔ ۲۴۵ماند در طوفان حیرت همچو نوح
  5. شمارهٔ ۲۴۶گویند در عمارت بابل بجای ماند
  6. شمارهٔ ۲۴۷ - ماده تاریخ میرزاعلی اکبرخان پسر میرزاعلی قائم مقامی در ۲۶ صفر ۱۳۲۹ویرانه کرد چرخ بستان و کاخ ما
  7. شمارهٔ ۲۴۸ - ماده تاریخ در سوگ حسین خان فرزند نظام السلطنه مافیچو رفت برباد زدست بیداد
  8. شمارهٔ ۲۴۹ - مسمط راز تیموریبشنو ای فرزند تا ازین دفتر
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.