پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۲۳۹

لاله رنگ رنگ ازو روید

بوستان بهار را ماند

چشم شوخی گشوده بر رخ خلق

نرگس آبدار را ماند

از تبسم همی شکر ریزد

لب لعل نگار را ماند

جز بالماس سفته می نشود

لؤلؤ شاهوار را ماند

اول و آخرش نمایان نیست

عرصه روزگار را ماند

گرزها می زنند بر بسرش

خسته روزگار را ماند

تیر رستم در او گرفته قرار

چشم اسفندیار را ماند

جای پستان همی مکد انگشت

کودک شیرخوار را ماند

محکش میزنند هر شب و روز

سیم کامل عیار را ماند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۴۱ - اسامی کعبهبخوان اسامی و القاب کعبه را یکسر
  2. شمارهٔ ۲۴۲گفت آذرباد مهر اسپنتمان
  3. شمارهٔ ۲۴۳آن هفت خطی که برنگارند
  4. شمارهٔ ۲۴۴ - ایضا در ذم خرخر سبوی سر دره گوش خم پهلو
  5. شمارهٔ ۲۴۵ماند در طوفان حیرت همچو نوح
  6. شمارهٔ ۲۴۶گویند در عمارت بابل بجای ماند
  7. شمارهٔ ۲۴۷ - ماده تاریخ میرزاعلی اکبرخان پسر میرزاعلی قائم مقامی در ۲۶ صفر ۱۳۲۹ویرانه کرد چرخ بستان و کاخ ما
  8. شمارهٔ ۲۴۸ - ماده تاریخ در سوگ حسین خان فرزند نظام السلطنه مافیچو رفت برباد زدست بیداد
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.