پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

مقطعات

شمارهٔ ۲۴۹ - مسمط راز تیموری

بشنو ای فرزند تا ازین دفتر

خوانمت از بر راز تیموری

یک گروهی را بینم اندر سر

جقه عدل است تاج منصوری

حرفشان باشد سکه اندر زر

حکمشان جاری در همه کشور

کس نگوید چون کس نپیچد سر

چون رسد زایشان حکم و دستوری

دیگران را قول ناروا جستی

گرچه شاهان بر تخت و عاجستی

لیک اخراج از تخت و تاجستی

می کشد زین باد شمعشان کوری

ذوالفقار آنروز می کشد افزون

پیکر شکاک می کشد در خون

با اجل نزدیک با فنا مقرون

از طریق حق هرکرا دوری

آید آن شیری کز ره معراج

از نبی بگرفت خاتمش را باج

بسته خواهد شد راه حج بر حاج

ثبت طومار است حکم مجبوری

آنکه در محشر صاحب اورنگ

بار موتش کین با یموتش جنگ

ذوالفقار او گیرد از خون رنگ

سوسنش گردد چون گل سوری

آتشی بینم اندرن آن هنگام

از ثری تا عرش از افق تا بام

خلق عالم را پیکر و اندام

می بسوزد چون شمع کافوری

یار گردد روم با فرنگی زود

هندو ارمن می کند نابود

هم یهودی هم داسن ارنائود

شور چنگیزی است قتل تیموری

مردمان کوه ساکنان یم

مکه و تفلیس تا یموت از غم

مات و خوار و زار درهم و برهم

غرق اندوهند جفت رنجوری

هرکه در دنیا واجب التعظیم

بر سریر عدل می شود تسلیم

بندگی سازد شاه هفت اقلیم

ور سلیمان است می کند موری

ذوالفقار از ظلم می کند بنیاد

خاک شکاکان می دهد برباد

تانهند از سر تا برند از یاد

نشاه خمر و شور مخموری

بندگان بیدار روزگار آزاد

در مراد خویش دوستان دلشاد

مملکت آباد رسته از بیداد

چون دل مؤمن چون رخ حوری

خاطر تیمور آنزمان شاد است

باقی آن عصر دوره داد است

از ادیب این راز روشن افتاده است

ز آنکه مستان را نیست مستوری

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۱ - تاجگذاری پادشاه ۱۳۳۲آفتابی است تاج شاهنشاه
همه‌ی مقطعات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.