پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

رباعیات

شمارهٔ ۲۹

دل سیر شد از تو خوب رویی می خواست

بیهوده مرنج از تو نکویی می خواست

زنهار تو هم رقیب را نیکودار

حسن چو تویی عشق چو اویی می خواست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۱دانی که چرا نمی توان دید ای دوست
  2. شمارهٔ ۳۲گفتی چشمم از چه خضبال است ای دوست
  3. شمارهٔ ۳۳هرچند که من ناکس و دونم ای دوست
  4. شمارهٔ ۳۴از دلبر من حدیث گرمی سخنی ست
  5. شمارهٔ ۳۵ما را در دل جز آن گل رعنا نیست
  6. شمارهٔ ۳۶حاصل از ریش وصیه جزء پشمت نیست
  7. شمارهٔ ۳۷ای آن که به جز غم تو دل خواهم نیست
  8. شمارهٔ ۳۸آن شوخ که عشق سهل کاری پنداشت
همه‌ی رباعیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.