پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

سخنان پیر طریقت

بخش ۸۷

پیر طریقت گوید: این دوستی و محبت تعلق بخاک ندارد بلکه تعلق به نظر ازلی دارد، اگر علت محبت خاک بودی در جهان خاک بسیار است که نه جای محبت است لکن قرعه از قدرت خود بزد ما برآمدیم و فالی از حکمت بیاورد و آن ما بودیم پس خداوند به حکم ازل به تو نگرد نه بحکم حال

الها، تو در ازل ما را برگرفتی و کس نگفت که بردار اکنونکه برگرفتی نه بگذار و در سایه لطف خود میدار استوای خداوند بر عرش در قرآن است و مرا بدان ایمان است و تاویل در آن طغیان است ظاهر قبول کنم و باطن تسلیم، نادر یافته بجان پذیرفته، ایمان من سمعی است و شرع من خبری و معرفت من یافتنی خبر را مصدقم یافت را محققم و سمع را تابعم، به آلت عقل به گواهی صنع به دلالت نور به اشارت تنزیل به پیغام رسول به شرط قبول

الهی آنچه ناخواسته یافتنی است خواهنده آن کیست؟ و آنچه از پاداش برتر است پرسش در جنب آن چیست؟ پس هر چه از باران منت است بهار آن دمی است و هرچه از تعرض سئوالست از بنده استمدادی است خدایا دانش و کوشش محنت آدمی است و بهره هر یکی از تو به سزاکردار ازلی است

ادامه‌ی سخنان پیر طریقت

  1. بخش ۸۹پیر طریقت گوید: ای مسکین هیچ بیماری سخت تر از بیماری ضعف یقین نیست یقین با حق درست کن که دست تراست اسم یقین است علم یقین است عین یقین است حق یقین است و حقیقت حق یقین است، اسم یقین عوام راست علم یقین خواص راست عین یقین خاص خاصان راست حق یقین پیمبران راست ح
  2. بخش ۹۰پیر طریقت گوید: ایمان ما از راه سمع است نه حیلت عقل به قبول و تسیلم است نه به تأویل و تصرف دل اگر گوید چرا؟ گوئی من امر را سرافکنده ام، عقل اگر گوید که چون؟ پاسخ ده که من بنده ام ظاهر قبول کن و باطن بسپار
  3. بخش ۹۱پیر طریقت گوید: ای جوانمرد فردا که بندگان بعزت وصال او رسند وشاهدهای قرب ربیند آنچه عطا دهد به قدر طاقت تو دهد نه به قدر عظمت و جلال خود و از اینجا گفته اند که خداوند با موسی از حیث موسی سخن گفت و اگر از حیث عظمت و جلال با موسی سخن می گفت موسی ذوب می شد
  4. بخش ۹۲پیر طریقت گوید: ای کارنده غم پشیمانی در دلهای آشنایان وای افکننده سوز در دل تائبان، ای پذیرنده گناهکاران و معترفان کس با زنیامد تا باز نیاوردی وکس راه نیافت تا دست نگرفتی
  5. بخش ۹۳پیر طریقت گوید: خداوند صحبت نه مزدور است و مزدور بحقیقت مغرور است و تا مرد مزدور است از صحبت دور و تا امر رامعظم و نهی را محترم دارد غرقه نور است و عباد رحمن به حقیقت ایشانند که بر ظاهر ایشان بند فرمان و در باطنشان نثار لطف رحمن است بند فرمان بر ظاهر نشان
  6. بخش ۹۴پیر طریقت گوید: در هر حال شمار با مزدوران است با عارف چه شمار است؟ عارف خود مهمان است مزد مزدور و پذیرائی مهمان در خور میزبان است مایه مزدور حیرت و مایه عارف عیان است
  7. بخش ۹۵پیر طریقت گوید: ای جوانمردان، چنین دانید که تن به خدمت حق زنده و دل به نظر او زنده تن که نه به خدمت او زنده بطال و بیکاره است و دل که نه به نظر او زنده مردار است و جان که نه به مهر او زنده به مرگ گرفتار است
  8. بخش ۹۶پیر طریقت گوید: کار نه آن دارد که از کسی کسل آید و از کسی عمل، کار آن دارد که ناشایسته آمد در ازل ابلیس که او را مهتر مهجوران گویند چندین سال در کارگاه عمل بود اهل ملکوت همه طبل دولت او میزدند و ندانستند که در کارگاه ازل او را جامه دیگرگون بافته اند در کا
همه‌ی سخنان پیر طریقت ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.