پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

سخنان پیر طریقت

بخش ۹۵

پیر طریقت گوید: ای جوانمردان، چنین دانید که تن به خدمت حق زنده و دل به نظر او زنده تن که نه به خدمت او زنده بطال و بیکاره است و دل که نه به نظر او زنده مردار است و جان که نه به مهر او زنده به مرگ گرفتار است

دل کیست که گوهری فشاند بی تو

یا تن که بود که ملک راند بی تو

والله که خرد راه نداند بی تو

جان زهره ندارد که بماند بی تو

ای جوانمرد، بدان که کار خدا را بنا بر بی نیازی است و تقصیر بنده بنا بر ضعف و بیچارگی است، او ضعیفان و بیچارگان را دوست دارد

از یافت خدا نور ایمان آید نه به نور ایمان یافت خدا آید، آن کس که بنور ایمان خدای جوید همچنان است که به نور ستاره خورشید جوید! خداوند به قدرت خود قائم در عزت خود قیوم و به عزت خود بعید و به لطف خود قریب کبریاء او عزیز شأن او عظیم احدیت او جلیل، و صمدیت او قدیس است

پیر طریقت گوید: حقیقت نه به کرامات درست می شود که حقیقت خود کرامت است از کرامات صاحب کرامات باید دید و از عطا عطا کننده باید دید هر که به کرامات بنگرد او را بدان بازگزارند هر که به عطا گراید از عطا دهنده باز ماند

ای رفته از خود بدوست نارسیده دلتنگ مباش که در هر نفسی او همراه تو است عزیز او است که به داغ اواست و به راه او است و با چراغ او است که امید رسیدن بمقصود داری که فرمود فه و علی نور من ربه پس ناامید مشو و دست به دامن کار نیک زن و از بدکاری بپرهیز باشد که رستگار شوی

ای یافته و یافتنی، از مست چه نشان دهند جز بی خویشتنی

همه خلق را محنت از دوری است و این بیچاره را از نزدیکی

همه را تشنگی از نایافت آب است و ما را از سیر آبی

خدایا همه دوستی میان دو تن باشد و سومی در آن نگنجد، درین دوستی همه توئی من در نگنجم

اگر در این کار سر از من است مرا بدین کار نه کار و اگر سر از تو است همه توئی من فضولی را به دعوی چه کار،

الهی از کجا باز یابم من آنروزیکه تو مرا بودی؟ و من نبودم تا بدانروز نرسیم میان آتش و دودم اگر به گیتی آنروز یابم پرسودم و ربود خود را دریابم به نبود خود خشنودم

ادامه‌ی سخنان پیر طریقت

  1. بخش ۹۷پیر طریقت گوید: آنکس که جمع او درست باشد تفرقت او را زیان ندارد و آنرا که نسب درست باشد به عاق شدن از نسب بریده نگردد
  2. بخش ۹۸پیر طریقت گوید: ای جوانمرد دل عارف به هیئت پیرایه است که گل در آن کنند هر چند گل در پیرایه می کنند تا آتش در زیر آن نکنند گلاب بیرون ناید وبوی ندهد و آتشی که در دل عارف زنند بی دود باشد
  3. بخش ۹۹پیر طریقت گوید: بر قرب می نگر تا انس زاید به عظمت می نگر تا حرمت فزاید، میان این و آن منتظر می باش تا سبق عنایت خود چه نماید؟ که امر امر اوست از پیش و از پس!
  4. بخش ۱۰۰پیر طریقت گوید: بسی نماند که آنچه خبر است عیان شود و همه آرزوها نقد شود و خورشید وصال از مشرق یافت تابان شود و آب مشاهدت در جوی ملاطفت روان گردد قصه آب و گل نهان شود ودوست ازلی عیان گردد، کارها همچنان که دوست خواهد چنان شود دیده و دل و جان هر سه بدوست نگر
  5. بخش ۱۰۱پیر طریقت گوید: خواب بر دوستان در دو جهان حرام است در عقبی از شادی وصال در دنیا از غم فراق در بهشت باشادی مشاهدت خواب نه و در دنیا با غم حجاب خواب نیست
  6. بخش ۱۰۲پیر طریقت گوید: هر رونده که راه رود به هر منزل که رسد بروی فرض است که صدق از خود طلب کند و حقیقت آن از خویشتن باز جوید و بظاهر آن قناعت نکند تا آن مقام او را درست شود آن چنان که زاهد در زهد محب در محبت مشتاق در شوق و متوکل در توکل و خائف در خوف و راجی در
  7. بخش ۱۰۳پیر طریقت گوید: الهی به قدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم در بیچارگی خود سرگردانم و روزبروز بر زیانم چون منی چون بود چنانم و از نگرستن در تاریکی به فغانم که بر هیچ چیز هست ماندانند ندانم چشم بر روزی دارم که تو بمانی و من نمانم، چون من کیست که آن روز به ب
  8. بخش ۱۰۴پیر طریقت گوید: آه از این علم ناآموخته گاه در آن غرقم و گاه سوخته گوینده از این باب علم چون دریاست گاه در مد و گاه در جزر چون در مقام انبساط باشد جهانرا صفوت و صفا پر کند و چون در مقام هیبت بود عالم را از بشریت پر کند و از بابهای فتوح علم لدنی خواب نیکو و
همه‌ی سخنان پیر طریقت ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.