پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

سخنان پیر طریقت

بخش ۹۱

پیر طریقت گوید: ای جوانمرد فردا که بندگان بعزت وصال او رسند وشاهدهای قرب ربیند آنچه عطا دهد به قدر طاقت تو دهد نه به قدر عظمت و جلال خود و از اینجا گفته اند که خداوند با موسی از حیث موسی سخن گفت و اگر از حیث عظمت و جلال با موسی سخن می گفت موسی ذوب می شد

طرح تقرب بدوست نشان قرب است وبود تو بر تو همه تاوان است از بود خود درگذر که آنت سعادت جاویدان است، ای جوانمرد طلب شغل بندجان است او که شغل او کران دارد کار او آسان است و آنکه شغل او و مطلوب او بی پایان است کار او دشوار است در جستن بهشت جان کندن باید و در گریختن از دوزخ ریاضت کشیدن باید، و در یافتن دوست جان بذل کردن باید به جفای دوست از دوست دور بودن جفا است و در شریعت دوستی جان از دوست به سر آوردن خطا است

خدایا در سر گریستنی دارم و راز ندانم که از حسرت گریم یا از ناز گریستن یتیم از حسرت است و گریستن شمع از ناز از ناز گریستن چون بود؟ این قصه ایست دراز!

من چه دانستم که بر کشته دوستی قصاص است؟ چون نیک بنگرستم این معاملت ترا با خواص است الهی آمدم با دو دست تهی سوختم به امید روزبهی چه باشد اگر بر این دل خسته ام مرهم نهی در پاسخ این پرسش که حقیقت تصوف چیست؟ پیر طریقت گوید: حقیقت تصوف بذل روح است و به ادعای واهی مدعیان اثر ندهید

الهی وصف تو نه کار زبان است شناختن حقیقت یافت تو بهتان است با صولت وصال دل و دیدار را چه توان است؟

حسن تو فزون است ز بینائی من

راز تو برون است ز دانائی من

ای جوانمرد بنگر تا نگوئی نفس مبارک محمد همچون نفس دیگران است چه اگر یک ذره از نفس محمدی بر جان و دل صدیقان عالم تافتی همه در عالم قدس و ریاض انس روان گشتندی با این همه می گوید:

بارالها، این نفس حجاب راه حقیقت ما است از راه ما بردار، فرمان آمد که ای محمد آن بار توئی از تو فرو نهادیم اراده ما کار تو ساخت، عنایت ما چراغ تو بیفروخت تو نه بخود آمدی و نه برای خود آمدی، که ما تو را آوردیم

هر کسرا مشاهدت باطن درست گشت نخواهد که زبان از آن عبارت کند یا ظاهر وی از آن باخبر شود

ادامه‌ی سخنان پیر طریقت

  1. بخش ۹۳پیر طریقت گوید: خداوند صحبت نه مزدور است و مزدور بحقیقت مغرور است و تا مرد مزدور است از صحبت دور و تا امر رامعظم و نهی را محترم دارد غرقه نور است و عباد رحمن به حقیقت ایشانند که بر ظاهر ایشان بند فرمان و در باطنشان نثار لطف رحمن است بند فرمان بر ظاهر نشان
  2. بخش ۹۴پیر طریقت گوید: در هر حال شمار با مزدوران است با عارف چه شمار است؟ عارف خود مهمان است مزد مزدور و پذیرائی مهمان در خور میزبان است مایه مزدور حیرت و مایه عارف عیان است
  3. بخش ۹۵پیر طریقت گوید: ای جوانمردان، چنین دانید که تن به خدمت حق زنده و دل به نظر او زنده تن که نه به خدمت او زنده بطال و بیکاره است و دل که نه به نظر او زنده مردار است و جان که نه به مهر او زنده به مرگ گرفتار است
  4. بخش ۹۶پیر طریقت گوید: کار نه آن دارد که از کسی کسل آید و از کسی عمل، کار آن دارد که ناشایسته آمد در ازل ابلیس که او را مهتر مهجوران گویند چندین سال در کارگاه عمل بود اهل ملکوت همه طبل دولت او میزدند و ندانستند که در کارگاه ازل او را جامه دیگرگون بافته اند در کا
  5. بخش ۹۷پیر طریقت گوید: آنکس که جمع او درست باشد تفرقت او را زیان ندارد و آنرا که نسب درست باشد به عاق شدن از نسب بریده نگردد
  6. بخش ۹۸پیر طریقت گوید: ای جوانمرد دل عارف به هیئت پیرایه است که گل در آن کنند هر چند گل در پیرایه می کنند تا آتش در زیر آن نکنند گلاب بیرون ناید وبوی ندهد و آتشی که در دل عارف زنند بی دود باشد
  7. بخش ۹۹پیر طریقت گوید: بر قرب می نگر تا انس زاید به عظمت می نگر تا حرمت فزاید، میان این و آن منتظر می باش تا سبق عنایت خود چه نماید؟ که امر امر اوست از پیش و از پس!
  8. بخش ۱۰۰پیر طریقت گوید: بسی نماند که آنچه خبر است عیان شود و همه آرزوها نقد شود و خورشید وصال از مشرق یافت تابان شود و آب مشاهدت در جوی ملاطفت روان گردد قصه آب و گل نهان شود ودوست ازلی عیان گردد، کارها همچنان که دوست خواهد چنان شود دیده و دل و جان هر سه بدوست نگر
همه‌ی سخنان پیر طریقت ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.