پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

سخنان پیر طریقت

بخش ۵

پیر طریقت گوید: خدایا از آنچه نخواستی چه آید؟ و آنرا که نخواندی کی آید؟ ناکشته را از آب چیست؟ و نابایسته را جواب چه؟

تلخ را چه سود گرش آب خوش در جوار است و خار را چه حاصل کورا بوی گل در کنار است قسمتی رفته نفزوده و نه کاسته چه توان کرد؟ داوراعلی چنین خواست شیطان در افق بالا زیسته وهزاران عبادت ورزیده چه سود داشت که نبود بایسته!

گفتم چو دلم با تو قرین خواهد بود

مستوجب شکر و آفرین خواهد بود

بالله که گمان نبردم ای جان جهان

کامید مرا نتیجه این خواهد بود

ادامه‌ی سخنان پیر طریقت

  1. بخش ۷پیر طریقت گوید: خدایا گر زارم در تو زاریدن خوش است ور نازم بتو نازیدن خوش است خداوندا شاد بدانم که بر درگاه تو میزارم به امید آنکه روزی در میدان فضیلت بتو نازم یک نظر در من نگری و دو گیتی به آب اندازم
  2. بخش ۸پیر طریقت گوید: شرم حصار دین است و مایه ایمان و یقین و نشان کرم و خلق در این مقام بر سه گونه اند غافلان، عاقلان عارفان غافلان از مردم شرم دارند و ایشان ستمکارانند عاقلان از فرشتگان شرم دارند ایشان مقتصدانند و عارفان از حق شرم دارند و ایشان سابقانند
  3. بخش ۹پیر طریقت گوید: خدایا بنده با حکم ازل چه برآید و آنچه ندارد چه باید کوشش بنده چیست؟ کار خواست تو دارد به جهد خویش نجات خویش کی تواند؟
  4. بخش ۱۰پیر طریقت گوید: خدایا نسیمی وزید از باغ دوستی دل را فدا کردیم بوئی یافتیم از خزینه دوستی بپادشاهی بر سه عالم ندا کردیم برقی از مشرق حقیقت تافت آب و گل کم انگاشتیم و دو گیتی بگذاشتیم یکنظر کردی در آن یک نظر بسوختیم و بگداختیم بیفزای خدایا نظری و این سوخته
  5. بخش ۱۱پیر طریقت گوید: خدایا تو دوستان را به دشمنان می نمائی درویشان را غم و اندوه دهی بیمار کنی و خود بیمارستان درمانده کنی و خود درمان کنی از خاک آدم کنی و با او چندان احسان کنی سعادتش بر سر دیوان کنی و بفرودس او را مهمان کنی مجلسش روضه رضوان کنی ناخوردن گندم
  6. بخش ۱۲پیر طریقت گوید: کار آن دارد که با تو کاری دارد یار آن دارد و که چون تو یاری دارد او که در جهان تو را دارد هرگز تو را نگذارد
  7. بخش ۱۳پیر طریقت گوید: در سر گریستن دارم دراز ندانم که از حسرت گریم یا از ناز گریستن از حسرت بهره یتیم است و گریستن شمع بهره ناز است از ناز گریستن چون بود؟ این قصه ایست دراز
  8. بخش ۱۴پیر طریقت گوید: محقق وقتی بحق رسد که سیل ربوبیت در رسد و گرد بشریت برخیزد حقیقت بیفزاید بهانه بکاهد نه کالبد ماند نه دل و نه جان ماند صافی رسته از آب و گل نه نور در خاک آمیخته و نه خاک در نور خاک با خاک شود و نور بانور زبان در سر ذکر شود و ذکر در سر مذکور
همه‌ی سخنان پیر طریقت ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.