پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

سخنان پیر طریقت

بخش ۴

پیر طریقت گوید: خدایا نمی توانیم این کار را بی تو به سر بریم نه زهره آن داریم که از تو به سر بریم هرگه که پنداریم رسیدیم از حیرت شما روا گردیم

خدایا کجا باز یابیم آن روز که تو ما را بودی و ما نبودیم تا باز بآنروز رسیم میان آتش ودودیم اگر به دو گیتی آن روز یابیم برسودیم ور نه بود خود را به نبود خود شنودیم

انعمت علیهم به اسلام وسنت در هم بست که تا هر دو بهم نشنوند بنده را استقامت دین نبود که اسلام بی سنت نیست و هرچه نه با سنت است آن دین حق نیست از این جا است که پیغمبر گفت گفتار نیک بسته به کردار نیک است و هر دو بسته به نیت است و هر سه بسته به موافقت باسنت است

ادامه‌ی سخنان پیر طریقت

  1. بخش ۶پیر طریقت گوید: آه از قسمتی که پیش ازمن رفته،فغان از گفتاری که خود رائی گفته،چه سود ار شاد بوم یا آشفته؟ ترسان از آنم که قادر متعال در ازل چه گفته
  2. بخش ۷پیر طریقت گوید: خدایا گر زارم در تو زاریدن خوش است ور نازم بتو نازیدن خوش است خداوندا شاد بدانم که بر درگاه تو میزارم به امید آنکه روزی در میدان فضیلت بتو نازم یک نظر در من نگری و دو گیتی به آب اندازم
  3. بخش ۸پیر طریقت گوید: شرم حصار دین است و مایه ایمان و یقین و نشان کرم و خلق در این مقام بر سه گونه اند غافلان، عاقلان عارفان غافلان از مردم شرم دارند و ایشان ستمکارانند عاقلان از فرشتگان شرم دارند ایشان مقتصدانند و عارفان از حق شرم دارند و ایشان سابقانند
  4. بخش ۹پیر طریقت گوید: خدایا بنده با حکم ازل چه برآید و آنچه ندارد چه باید کوشش بنده چیست؟ کار خواست تو دارد به جهد خویش نجات خویش کی تواند؟
  5. بخش ۱۰پیر طریقت گوید: خدایا نسیمی وزید از باغ دوستی دل را فدا کردیم بوئی یافتیم از خزینه دوستی بپادشاهی بر سه عالم ندا کردیم برقی از مشرق حقیقت تافت آب و گل کم انگاشتیم و دو گیتی بگذاشتیم یکنظر کردی در آن یک نظر بسوختیم و بگداختیم بیفزای خدایا نظری و این سوخته
  6. بخش ۱۱پیر طریقت گوید: خدایا تو دوستان را به دشمنان می نمائی درویشان را غم و اندوه دهی بیمار کنی و خود بیمارستان درمانده کنی و خود درمان کنی از خاک آدم کنی و با او چندان احسان کنی سعادتش بر سر دیوان کنی و بفرودس او را مهمان کنی مجلسش روضه رضوان کنی ناخوردن گندم
  7. بخش ۱۲پیر طریقت گوید: کار آن دارد که با تو کاری دارد یار آن دارد و که چون تو یاری دارد او که در جهان تو را دارد هرگز تو را نگذارد
  8. بخش ۱۳پیر طریقت گوید: در سر گریستن دارم دراز ندانم که از حسرت گریم یا از ناز گریستن از حسرت بهره یتیم است و گریستن شمع بهره ناز است از ناز گریستن چون بود؟ این قصه ایست دراز
همه‌ی سخنان پیر طریقت ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.