پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

سخنان پیر طریقت

بخش ۳۰

پیر طریقت گوید: الهی این همه نوازش از تو بهره ماست که در هر نفسی چندین سوز و نور عنایت تو پیداست چون تو مولائی کراست و چون تو دوست کجا است؟ این خود پیغام است و خلعت برجا است خلعت آنست که لهم اجرهم هویدا است باش تافردا که آن اجر کریم و نواخت عظیم که از بهر تو نزد خود دارد بیرون دهد و آن نعمت بیکران و پیروزی جاودان در مجمع روح و ریحان و میقات وصل جانانت دهد

ادامه‌ی سخنان پیر طریقت

  1. بخش ۳۲پیر طریقت گوید: ای خداوندی که رهی را (بنده را) بی رهی را با خود بیعت می کنی و بی رهی گواهی به ایمان او دهی و بی رهی بر خود رحمت نویسی و بی رهی با خود عقد دوستی می بندی، سزد بنده مؤمن را که بنازد پیغمبر و مؤمنان همگی ایمان آوردند لکن فرقها است میان ایمان م
  2. بخش ۳۳پیر طریقت گوید: من چه دانستم که مادر شادی رنج است و زیر ناکامی هزار گنج است من چه دانستم که صحبت تو مهینه قیامت است و غر وصال تو در ذل حیرت است
  3. بخش ۳۴پیر طریقت گوید: خداوندا یافته می جویم با دیده ورمیگویم که: من دارم چه جویم؟ من که بینم چه گویم؟ شیفته این جست و جویم گرفتار این گفتگویم خداوندا خود کردم و خود خریدم آتش بر خودم خود را فروزانیدم از دوستی آواز دادم دل و جانرا فراناز دادم مهربانا اکنون که در
  4. بخش ۳۵پیر طریقت گوید: خدایا چه یاد کنم که خود همه یادم، من خرمن نشان خود فراباد دادم یاد کردن کسب است و فراموش نکردن زندگانی، زندگانی و رای دو گیتی و کسب است چنانکه دانی
  5. بخش ۳۶پیر طریقت گوید: خداوندا کار آن کس کند که تواند عطا آنکس بخشد که دارد پس بنده چه تواند و چه دارد؟ چون تو توانائی کرا توان است؟ و در ثناء تو کرا زبان است؟ و بی مهر تو کرا سروجان است؟
  6. بخش ۳۷پیر طریقت گوید: خدایا به شناخت تو زندگانیم به نصرت تو شادانیم بکرامت تو نازانیم، به عزت تو عزیزانیم، خداوندا ما که به تو زنده ایم هرگز کی میریم؟ ما که بتو شادمانیم کی اندوهگین شویم؟ ما که به تو نازانیم چون بیتو به سر آریم ما که به توعزیزیم هرگز چون ذلیل ش
  7. بخش ۳۸پیر طریقت را اتفاق افتاد که بر خرما بنی شد سیخی به شکمش در شد که تا به سینه بردرید! به خویشتن نگریست و گفت حمد خدا را که نمودم تا تو را به کام خویش دیدم و بر تو نصرت یافتم
  8. بخش ۳۹پیر طریقت گوید: زندگان سه کس اند یکی زنده بجان دیگری زنده به علم و سومی زنده بحق او که بجان زنده است به قوت زنده است و به باد، او که به علم زنده است زنده به مهر است و به یاد آنکه به حق زنده است زندگانی خود بدوشاد خدایا جان در تن اگر از تو محروم ماند مرده
همه‌ی سخنان پیر طریقت ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.