پرش به محتوای اصلی
خواجه عبدالله انصاری خواجه عبدالله انصاری

سخنان پیر طریقت

بخش ۳۳

پیر طریقت گوید: من چه دانستم که مادر شادی رنج است و زیر ناکامی هزار گنج است من چه دانستم که صحبت تو مهینه قیامت است و غر وصال تو در ذل حیرت است

جان و جهان کعبه جائی خوش است آسایشگاه اولیاء و قرارگاه صدیقان است اما بادیه مردم خوار و جانگداز در پیش دارد فرسنگ فرسنگ باید پیمود تا خود کراجست تا آن راهها را طی کند و بکعبه مراد رسد

عالمی در بادیه مهر تو سرگردان شدند

تاکه یابد بر در کعبه قبولت بردبار

پس چون راه بهشت بر ناکامی و بی مرادی نهاد جبرئیل را فرمود تا چه بینی؟ جبرئیل آن راههای پرخطر را دید و منزلهای ریاضت را مشاهده کرد و دانست که تا آن مجاهدتها به عمل نیاید به حضرت باری بار نیابد

چون چنین دید گفت بارخدایا نپندارم که از ایشان یک کس وارد بهشت شود

خداوند فرمود این زندان دوزخ را ببین تا خشم ما را بینی و کیفر ما را بدانی

جبرئیل دوزخ را با همه درکات و عقوبات آن بدید عرض کرد بارخدایا به عزت و جلالت سوگند که هر کس این دوزخ را به بیند هرگز کاری نکند که در آن وارد شود

پس خداوند آنچه در دنیا لذتها بود از زن و فرزند و زر و سیم واسبها و چهارپایان و کشتزارها همه را برشمرد و برگرد دوزخ قرار داد و راه رسیدن به آنها بر مراد هوای نفس نهاد تا هر کس در پی هوی و هوس خود رود عاقبت سر از دوزخ درآورد

چون جبرئیل راه دوزخ را دید عرض کرد بارالها گمان نبرم کسی باشد از مردم که به دوزخ نرود

آنگاه مصطفی فرمود هر دو راه باز است روندگان راه سخت و پرمشقت به بهشت روند و شمار آنان اندک است و روندگان راه شهوتها قدم در دوزخ نهند و شمار آنها بسیار است چون راه بهشت پربلا و با نشیب و بالا است و راه دوزخ آسان و برنفسها و میلها گران نیست

ادامه‌ی سخنان پیر طریقت

  1. بخش ۳۵پیر طریقت گوید: خدایا چه یاد کنم که خود همه یادم، من خرمن نشان خود فراباد دادم یاد کردن کسب است و فراموش نکردن زندگانی، زندگانی و رای دو گیتی و کسب است چنانکه دانی
  2. بخش ۳۶پیر طریقت گوید: خداوندا کار آن کس کند که تواند عطا آنکس بخشد که دارد پس بنده چه تواند و چه دارد؟ چون تو توانائی کرا توان است؟ و در ثناء تو کرا زبان است؟ و بی مهر تو کرا سروجان است؟
  3. بخش ۳۷پیر طریقت گوید: خدایا به شناخت تو زندگانیم به نصرت تو شادانیم بکرامت تو نازانیم، به عزت تو عزیزانیم، خداوندا ما که به تو زنده ایم هرگز کی میریم؟ ما که بتو شادمانیم کی اندوهگین شویم؟ ما که به تو نازانیم چون بیتو به سر آریم ما که به توعزیزیم هرگز چون ذلیل ش
  4. بخش ۳۸پیر طریقت را اتفاق افتاد که بر خرما بنی شد سیخی به شکمش در شد که تا به سینه بردرید! به خویشتن نگریست و گفت حمد خدا را که نمودم تا تو را به کام خویش دیدم و بر تو نصرت یافتم
  5. بخش ۳۹پیر طریقت گوید: زندگان سه کس اند یکی زنده بجان دیگری زنده به علم و سومی زنده بحق او که بجان زنده است به قوت زنده است و به باد، او که به علم زنده است زنده به مهر است و به یاد آنکه به حق زنده است زندگانی خود بدوشاد خدایا جان در تن اگر از تو محروم ماند مرده
  6. بخش ۴۰پیر طریقت گوید: ذکر نه همه آنست که بر زبان داری ذکر حقیقی آنست که در میان جان داری توحید نه همه آنست که او را یگانه دانی توحید حقیقی آنست که او را یگانه باشی و از غیر او بیگانه خدایا هر که تو را جوید او را به نقد رستخیزی باید یا به تیغ ناکامی او را خون ری
  7. بخش ۴۱پیر طریقت گوید: من چه دانستم که مادر شادی رنج است و در زیر ناکامی هزار گنج من چه دانستم که آرزو برید وصال است و در سایه ابر هستی نومیدی محال؟ من چه دانستم که خداوند چنان بنده نواز است و دوستان را بر او چنین ناز است؟ من چه دانستم که من می جویم میان روح است
  8. بخش ۴۲پیر طریقت گوید: ای مسکین اگر نتوانی که به او تقرب جوئی باری به دل اولیاش تقرب جوی که وی بر دل ایشان اطلاع کند هر که را در دل ایشان بیند وی را به دوستی گیرد نه بینی که مصطفی باضعفاء مهاجران بنشستی وخود را در ایشان شمردی و سپاس خدای را بجای آوردی که خداوند
همه‌ی سخنان پیر طریقت ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.