پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی مناجات نامه

  1. مناجات شمارهٔ ۱۷الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.
  2. مناجات شمارهٔ ۱۸الهی! دستم گیر که دست‌آویز ندارم، و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.
  3. مناجات شمارهٔ ۱۹الهی! خود را از همه به تو وابستم، اگر بداری تو را پرستم و اگر نداری خود پرستم؛ نومید مساز بگیر دستم.
  4. مناجات شمارهٔ ۲۰الهی! ای دور نظر! و ای نیکو حضر! و ای نیکوکارِ نیک منظر! ای دلیل هر برگشته! و ای راهنمای هر سرگشته! ای چاره‌ساز هر بیچاره! و ای آرندهٔ هر آواره! ای جامع هر پراکنده! و ای رافع هر افتاده! دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده!
  5. مناجات شمارهٔ ۲۱الهی! کار آن دارد که با تو کاری دارد، یار آن دارد که چون تو یاری دارد، او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد.
  6. مناجات شمارهٔ ۲۲الهی! در سر گریستنی دارم دراز. ندانم از حسرت گِریم یا از ناز. گریستن از حسرت، بهر یتیم و گریستن شمع بهر ناز؛ از ناز گریستن چون بود، این قصه‌ای‌ست دراز.
  7. مناجات شمارهٔ ۲۳الهی! یک چند به یاد تو نازیدم، اینم بس که صحبت تو ارزیدم.
  8. مناجات شمارهٔ ۲۴الهی! نه جز از یاد تو دل است، نه جز از یافت تو جان؛ پس بی‌دل و بی‌جان کی توان؟
همه‌ی مناجات نامه ←

خواجه عبدالله انصاری درباره‌ی خواجه عبدالله انصاری

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ شنبه ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍. ق / نوزدهم اردیبهشت ۳۸۵ ه‍.ش / دهم ماه می ۱۰۰۶ م. در شهر هرات؛ درگذشتهٔ پنجشنبه ۲۲ ذی الحجه ۴۸۱ ه‍. ق / بیست و چهارم اسفند ۴۶۷ ه‍.ش / چهاردهم مارس ۱۰۸۹ م) معروف به «پیر هرات»، «پیر انصار»، «خواجه عبدالله انصاری» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف صوفی مسلک ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.