سهراب، پسر رستم و تهمینه، در نوجوانی به جستوجوی پدر لشکر به ایران کشید تا او را بر تخت بنشاند، اما ناشناخته در نبرد با رستم کشته شد؛ نامدارترین تراژدی شاهنامه.
شجرهنامه
شخصیتسهراب
آرزوی بزرگ
سهراب چون دانست پدرش رستم است، تصمیم گرفت کاووس را بردارد و رستم را شاه ایران کند و سپس افراسیاب را براندازد. افراسیاب از این آرزو بهره جست و سپاهی همراهش کرد، با این فرمان پنهان که پدر و پسر یکدیگر را نشناسند.
نبرد پدر و پسر
سهراب در راه با گردآفرید جنگید و به دژ سپید رسید. در میدان، بارها از رستم پرسید که آیا او رستم است و رستم نامش را پنهان کرد. در نبرد سوم، رستم سهراب را به خاک افکند و خنجر زد. چون مهره را بر بازوی او دید، کیکاووس را برای نوشدارو خواست؛ اما نوشدارو دیر رسید و سهراب جان داد.
پرسشهای رایج
«نوشدارو بعد از مرگ سهراب» یعنی چه؟
مثلی برگرفته از این داستان: چارهای که دیر برسد و سودی نداشته باشد.
منابع
- شاهنامه، داستان رستم و سهراب