رستم، بزرگترین پهلوان شاهنامه، سدهها پشت و پناه شاهان ایران بود: از هفتخوان و رهایی کاووس تا کین سیاوش. اما دو تراژدی بزرگ شاهنامه، کشتن سهراب و نبرد با اسفندیار، نیز به دست او رقم خورد.
شجرهنامه
رخش و هفتخوان
رستم در نوجوانی رخش را از میان گلهها برگزید. چون کیکاووس در مازندران به بند دیوان افتاد، رستم از هفتخوان گذشت: شیر، بیابان بیآب، اژدها، زن جادو، اولاد، ارژنگ دیو و سرانجام دیو سپید را از پای درآورد و با خون جگر دیو سپید، چشم کاووس و سپاهیانش را بینا کرد.
سهراب و اسفندیار
رستم ناخواسته با پسرش سهراب، که نمیشناختش، جنگید و او را کشت؛ و هنگامی که نشان خود را بر بازوی سهراب دید، کار از کار گذشته بود. سالها بعد گشتاسپ پسرش اسفندیار رویینتن را برای به بند کشیدن رستم فرستاد. رستم با راهنمایی سیمرغ، تیری از چوب گز به چشم اسفندیار زد؛ پیروزیای که خود از آن اندوهگین بود.
فرجام
شغاد، برادر ناتنی رستم، با شاه کابل نیرنگی ساخت و در شکارگاه چاههایی پر از نیزه و شمشیر کند. رخش و رستم در چاه افتادند. رستم پیش از مرگ، با تیری شغاد را که پشت درختی پنهان شده بود، به درخت دوخت. فردوسی از زبان او در آستانهی نبرد گفته است: «چو فردا برآید بلند آفتاب / من و گرز و میدان و افراسیاب».
پرسشهای رایج
هفتخوان رستم چیست؟
هفت مرحلهی دشوار راه مازندران: کشته شدن شیر به دست رخش، گذر از بیابان بیآب، کشتن اژدها، کشتن زن جادو، گرفتن اولاد، کشتن ارژنگ دیو و کشتن دیو سپید.
رستم چگونه کشته شد؟
به نیرنگ برادر ناتنیاش شغاد، در چاهی پر از نیزه و شمشیر در شکارگاه کابل.
منابع
- شاهنامه، هفتخوان رستم؛ رستم و سهراب؛ رستم و اسفندیار؛ کشته شدن رستم