اکوان دیو به شکل گورخری زرین در گلههای کیخسرو پدیدار شد. رستم در پی او رفت و در خواب، دیو زمینی را که رستم بر آن خفته بود برکند و او را به دریا انداخت؛ اما رستم با زیرکی جان به در برد و دیو را کشت.
گور زرین
چوپانی به کیخسرو خبر داد که گورخری زرینرنگ با خطی سیاه بر پشت، به گلهها میزند و اسبان را میکشد. کیخسرو دانست که این دیو است و رستم را به نبرد او فرستاد. رستم سه روز گور را دنبال کرد؛ گور هر بار ناپدید میشد.
زیرکی رستم
چون رستم خسته به خواب رفت، اکوان زمین زیر او را برکند و بر آسمان برد و پرسید: میخواهی به کوه بیفکنمت یا به دریا؟ رستم دانست که دیو وارونهکار است و گفت: به کوه. اکوان او را به دریا انداخت و رستم شناکنان به خشکی رسید، دوباره دیو را یافت و با گرز سرش را کوفت.
پرسشهای رایج
رستم چگونه از اکوان رهایی یافت؟
چون میدانست دیو خلاف خواستهاش رفتار میکند، گفت مرا به کوه بینداز و اکوان او را به دریا انداخت.
اکوان دیو به چه شکلی بود؟
به شکل گورخری زرین با خطی سیاه از یال تا دم.
منابع
- فردوسی، شاهنامه، داستان اکوان دیو