پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

فال حافظ

غزل شماره ۴۱۹

وصال او ز عمر جاودان به

خداوندا مرا آن ده که آن به

به شمشیرم زد و با کَس نگفتم

که راز دوست از دشمن نهان به

به داغ بندگی مردن بر این در

به جان او که از مُلکِ جهان به

خدا را از طبیبِ من بپرسید

که آخِر کِی شود این ناتوان به؟

گُلی کآن پایمالِ سروِ ما گشت

بود خاکش ز خونِ ارغوان به

به خلدم دعوت ای زاهد! مفرما

که این سیب زَنَخ، زآن بوستان به

دلا! دائم گدای کوی او باش

به حکم آن که دولت جاودان به

جوانا! سَر متاب از پندِ پیران

که رأی پیر از بختِ جوان به

شبی می‌گفت چشمِ کَس ندیده‌ست

ز مرواریدِ گوشم در جهان به

اگر چه زنده‌رود آب حیات است

ولی شیرازِ ما از اصفهان به

سخن اندر دهانِ دوست شکَّر

ولیکِن گفتهٔ حافظ از آن به

تعبیر فال

ای صاحب فال، وصال عزیزتان از عمر جاودان برایتان ارزشمندتر است. از خدا بخواهید آنچه بهتر است را به شما بدهد. راز دوست را از دشمن پنهان نگه دارید که رازداری شما را به مقصود می‌رساند.

متن غزل: دیوان حافظ به نقل از گنجور. تعبیر فال را تحریریه‌ی سرتیترها نوشته و جنبه‌ی سرگرمی دارد.