پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

فال حافظ

غزل شماره ۳۷۱

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم

محصول دعا در ره جانانه نهادیم

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش

این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد

تا روی در این منزل ویرانه نهادیم

در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را

مهر لب او بر در این خانه نهادیم

در خرقه از این بیش منافق نتوان بود

بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم

چون می‌رود این کشتی سرگشته که آخر

جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم

المنة للَّه که چو ما بی‌دل و دین بود

آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم

قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ

یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم

تعبیر فال

ای صاحب فال، دعای سحرگاهی‌تان را در راه عزیزتان نهاده‌اید. داغی بر دل دارید که از هزار زهد و عقل بالاتر است. به خیال او قانع بوده‌اید؛ همتتان بلند است و به بیش از این می‌رسید.

متن غزل: دیوان حافظ به نقل از گنجور. تعبیر فال را تحریریه‌ی سرتیترها نوشته و جنبه‌ی سرگرمی دارد.