پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

فال حافظ

غزل شماره ۳۳۳

نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم

به مویه‌هایِ غریبانه، قِصه پردازم

به یادِ یار و دیار آنچنان بِگِریَم زار

که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم

من از دیارِ حبیبم نه از بِلاد غریب

مُهَیمنا به رفیقانِ خود رسان بازم

خدای را مددی ای رفیقِ رَه تا من

به کویِ میکده دیگر عَلَم برافرازم

خِرَد ز پیریِ من کِی حساب برگیرد؟

که باز با صَنَمی طفل، عشق می‌بازم

بجز صَبا و شِمالم نمی‌شناسد کس

عزیز من! که بجز باد نیست دَم‌سازم

هوایِ منزل یار، آب زندگانیِ ماست

صبا بیار نسیمی ز خاکِ شیرازم

سِرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی

شکایت از که کنم؟ خانگی‌ست غَمّازَم

ز چَنگِ زهره شنیدم که صبح‌دم می‌گفت

«غلامِ حافظِ خوش‌لهجهٔ خوش‌آوازم»

تعبیر فال

ای صاحب فال، در غربت دلتان برای یار و دیار تنگ شده است. این دلتنگی آن‌قدر عمیق است که دیگر میلی به سفر ندارید. سخن و صدای شما دل‌نشین است؛ بازگشت به خانه یا دیدار عزیزان نزدیک است.

متن غزل: دیوان حافظ به نقل از گنجور. تعبیر فال را تحریریه‌ی سرتیترها نوشته و جنبه‌ی سرگرمی دارد.