پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

فال حافظ

غزل شماره ۳۲۸

من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟

لطف‌ها می‌کنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم

دلبرا بنده نوازیت که آموخت؟ بگو

که من این ظَن، به رقیبانِ تو هرگز نَبَرم

همتم بدرقهٔ راه کن ای طایرِ قدس

که دراز است رَهِ مقصد و من نوسفرم

ای نسیمِ سحری بندگیِ من برسان

که فراموش مکن وقتِ دعایِ سحرم

خُرَم آن روز کز این مرحله بَربَندَم بار

و از سرِ کوی تو پرسند رفیقان خبرم

حافظا شاید اگر در طلبِ گوهرِ وصل

دیده دریا کُنم از اشک و در او غوطه خورم

پایهٔ نظم بلند است و جهان گیر بگو

تا کُند پادشهِ بحر دهان پُر گهرم

تعبیر فال

ای صاحب فال، از لطف کسی که فکرش را نمی‌کردید شگفت‌زده‌اید. او با شما مهربانی می‌کند و شما او را تاج سر می‌دانید. سخن و هنرتان ارزشمند است؛ آن را بیان کنید تا پاداشش را ببینید.

متن غزل: دیوان حافظ به نقل از گنجور. تعبیر فال را تحریریه‌ی سرتیترها نوشته و جنبه‌ی سرگرمی دارد.