پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

فال حافظ

غزل شماره ۳۱۵

به غیر از آن که بِشُد دین و دانش از دستم

بیا بگو که ز عشقت چه طَرْف بَربَستَم؟

اگر چه خَرمَنِ عمرم غمِ تو داد به باد

به خاک‌پایِ عزیزت که عهد نشکستم

چو ذَرِّه گرچه حقیرم؛ ببین به دولتِ عشق

که در هوایِ رُخَت چون به مِهر پیوستم

بیار باده که عمریست تا من از سَرِ اَمن

به کُنجِ عافیت از بهرِ عیش نَنشَستَم

اگر ز مردمِ هشیاری ای نصیحت‌گو

سخن به خاک مَیَفکَن؛ چرا که من مستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بَرِ دوست

که خدمتی بسزا برنیامد از دستم

بسوخت حافظ و آن یارِ دلنواز نگفت

که مَرهمی بفرستم که خاطرش خَستم

تعبیر فال

ای صاحب فال، در راه عشق چیزهایی از دست داده‌اید و شاید هنوز بهره‌ای نبرده‌اید. اما عهدتان را نشکسته‌اید. همین وفاداری شما را بزرگ کرده است. عزیزتان سرانجام مرهمی برای دل خسته‌تان می‌فرستد.

متن غزل: دیوان حافظ به نقل از گنجور. تعبیر فال را تحریریه‌ی سرتیترها نوشته و جنبه‌ی سرگرمی دارد.