پرش به محتوای اصلی
پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

فال حافظ

غزل شماره ۲۶۱

درآ که در دلِ خسته، توان درآید باز

بیا که در تنِ مُرده، رَوان درآید باز

بیا که فُرقَتِ تو، چشمِ من چنان در بست

که فتحِ بابِ وصالت مگر گشاید باز

غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت

ز خیلِ شادیِ رومِ رُخَت زُدایَد باز

به پیشِ آینهٔ دل هر آن چه می‌دارم

به جز خیالِ جمالت، نمی‌نماید باز

بدان مَثَل که شب آبستن است روز از تو

ستاره می‌شِمُرَم تا که شب چه زاید باز

بیا که بلبلِ مطبوعِ خاطرِ حافظ

به بویِ گُلبُنِ وصلِ تو می‌سُراید باز

تعبیر فال

ای صاحب فال، با آمدن عزیزتان، توان به دل خسته و جان به تن مرده بازمی‌گردد. دوری او چشمانتان را بسته بود، اما در وصال دوباره باز می‌شود. شادی، لشکر غم را از دلتان بیرون می‌راند.

متن غزل: دیوان حافظ به نقل از گنجور. تعبیر فال را تحریریه‌ی سرتیترها نوشته و جنبه‌ی سرگرمی دارد.