پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۹۰

زمانه داور کشور گشای نصرت دین

ایا ضمیر تو از راز روزگار آگاه

تویی که همتت از فرط کبریا نکند

مگر بچشم حقارت در آفتاب نگاه

سنان رمح تو کابیست در هوا روشن

درآورد بدو چشم عدوت آب سیاه

به نزد جود تو مرغ رسیلت است امل

به پیش عفو تو مقبول خدمت است گناه

به شربتی که بدو رشک برد آب حیات

فزود قوت و صحت تو را و حشمت و جاه

تو عمر خضر بیابی که می برویاند

ز سنگ چون قدم خضر سایه تو گیاه

خدایگانا معلوم رای توست که من

ز دست حادثه دارم به حضرت تو پناه

اگر به مصلحتی دور مانم از در تو

نه از ملامت خدمت بود معاذالله

دعا و خدمت شاه است کار و پیشه من

به هیچ حال فتوری بدو نیابد راه

چو بنگری به حقیقت تفاوتی نکند

حضور و غیبت من در دعا و مدحت شاه

به تن ز خدمت اگر دور می شوم حالی

نشانده ام دل و جان معتکف درین درگاه

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۹۲ای به زیر هزار خر بنده
  2. شمارهٔ ۹۳امام عالم و مفتی وقت محیی الدین
  3. شمارهٔ ۹۴صفی دین پس ازین زخمهای بی شفقت
  4. شمارهٔ ۹۵خدایگانا صدور زمانه شمس الدین
  5. شمارهٔ ۹۶ای ز آثار گرد موکب تو
  6. شمارهٔ ۹۷خدایگان اکابر بهاء دولت دین
  7. شمارهٔ ۹۸ای خرد در طلب غایت تو
  8. شمارهٔ ۹۹شطرنج مروت و کرم بردی
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.