پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قصاید

شمارهٔ ۶۳

ای بر زده به تقویت ملک آستین

سلطان بر حقیقتی و شاه راستین

شهپر برای تیر تو افکند روح قدس

گیسو فدای پرچم تو کرد حور عین

در دیده سهیل سنانت کشیده میل

در ابروی هلال کمانت فکنده چین

که در دیار ارمن و گه در دیار فرس

دشمن ز تو هزیمت و حاسد ز تو حزین

جز تو که ساخت از پی تمکین تاج وتخت؟

جز تو که کرد از پی اصلاح ملک و دین؟

در عرصه دو ملک دو کار چنین شگرف؟

در مدت دوماه دو فتح چنین مبین؟

خصم ارچه نرم گشت نگوید به ترک ملک

تا بر نیارد آتش تیغت قرار کین

تا موم را در آتش سوزنده نفکنی

از کام او برون نشود طعم انگبین

یاسین نوشت خصم تو یکچند اگرچه داشت

صد گونه ظلم وبغض و حسد در دلش کمین

تا عاقبت چو پا به صف آخر اوفتاد

چون تیز کرد بأس تو دندان برو چو سین

بودند قلعه هات همه پر ز سیم و زر

از جود،صرف کردی و بخریدی آفرین

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۵دوش در وقت آنک ضلّ زمین
  2. شمارهٔ ۶۶شهی که ملک تفاخر کند به گوهر او
  3. شمارهٔ ۶۷ای مهر و مه نتیجه رای منیر تو
  4. شمارهٔ ۶۸هرچه فرّ و جاه قدرست ای همایون بارگاه
  5. شمارهٔ ۶۹مرا مبَشر اقبال بامداد پگاه
  6. شمارهٔ ۷۰زهی نظیر تو چشم زمانه نادیده
  7. شمارهٔ ۷۱ای قصر ملک را ز معالیت کنگره
  8. شمارهٔ ۷۲زان زلف عنبرین که به گل بر نهاده ای
همه‌ی قصاید ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.